١- در علم روزنامه نگاری ، جمله معروفی است که معمولاً در ابتدای کلاس خبر نقل می کنند تا معلوم شود هر اطلاع رسانیی «خبر» نیست و خبر ، علاوه بر عنصر اطلاع رسانی، باید واجد  ویژگی شگفتی یا غیر منتظرگی باشد و آن جمله این است :

« اگر سگی پای آدمی را گاز بگیرد خبر نیست ؛ اما اگر آدمی پای سگی را گاز بگیرد خبر است.»  

این جمله هم در آکادمیهای آموزش روزنامه نگاری در خارج کشور یادآوری می شود و هم در ایران ، زیاد تکرار .

٢- در ماجرای فحاشی به خانم فائزه هاشمی رفسنجانی ، آنچه که باعث شده موضوع بسرعت فراگیر شود و تعجب انگیز باشد و همه درباره آن صحبت کنند و مطلب بنویسند و محکوم کنند یا به توجیه بپردازند یا به حاشیه سازی و تحریف دست بزنند ، این است که برخلاف پنج شش سال اخیر که حزب اللهی ها فحش خورشان ملس شده است و بدترین فحاشیهای ناموسی و خانوادگی و سیاسی به رئیس جمهور و مسئولان عالیتر و پایینتر کشور ، از سوی سبزها و اعوان و انصار فتنه نثار شده و می شود و هیچ کس جیکش هم در نیامده و نمی آید  و حتی برعکس برایش در سایتها و شبکه های خودشان دست هم زده و تشویق هم کرده و می کنند ، حالا مورد دیگری به موارد محدود دیگر اضافه شده است که در آن چند ریشوی احمق ( ابا دارم که تعبیر «حزب اللهی» را برای این «اشباه الرجال» به کار ببرم و راستش را بخواهید بسیار مشکوکم به اینکه این عناصری که این روزها ، بهانه های موجّهی برای مظلوم نمایی خاندان هاشمی رفسنجانی فراهم کرده اند اصولاً حزب اللهی باشند ! ) به دختر آیت الله فحشهای زشت و رکیک داده اند تا فریاد وا اخلاقا و وا اسلاما و وا چیزهای دیگرطرف مقابلشان ! کون و مکان را پر کند . این همان اتفاقی است که ماجرا را «خبر» و «خبر مهم» و جنجالی می کند وگرنه اگر باز هم سبزها به فحاشیهای رکیکشان ادامه می دادند، نه اخلاقی بر باد رفته بود و نه ادب مردی به ز دولت او بود و نه به ناموس کسی دشنامهای زشت داده می شد ( به یاد بیاورید فحاشیهایی که مثلاً به خانم «فاطمه رجبی» می شد را ). پس در ماجرای ما نحن فیه ، اتفاق نادر یا غیر رایجی افتاده است و نشان می دهد رویه حزب اللهی ها و انقلابی ها چنین نیست وگرنه موضوعی عادی تلقی می شد.

این را از این جهت نوشتم که اولاً معلوم باشد و یادمان نرود که اگر قرار بر آمارگیری کمّی و کیفی هم باشد ، به هیچ وجه جایی برای مظلوم نمایی سبزها و خاندان هاشمی رفسنجانی ( بخصوص نگاه کنید به کامنت دونی سایت آینده و مشابهت فحشهای آن با سایت اسرائیلی بالاترین)وجود ندارد .

٣- خوب حالا می رسیم به سراغ این ماجرای تلخ ؛ ماجرایی که در تلخی آن هر چه گفته شود کم است . ماجرایی که دو روز تمام است باعث شده است من سردرد عجیبی بگیرم که به هیچ صورتی آرام نمی شود . و متأسفم برای دوستانی که با تعابیری چون بازیگر پنهان و گرداننده بودن هاشمی رفسنجانی یا با اشاره به خط شکنیهای گسترده او در آغازگری فتنه با نامه وقیحانه و تهدید آمیز به رهبر انقلاب  ( که درست هم هست )، می خواهند بیشرمی اقدام این دو سه نفر - بله این دو سه نفر - را توجیه کنند یا از بار زشتی آن بکاهند . نخیر دوستان ! زشتی این کار را نمی توان با هیچ توجیه المسائلی کم کرد .

ما پیرو امام بزرگواری هستیم که وقتی جنایتکاران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمله می کنند و طلبه ها را از پشت بام به حیاط می اندازند و مدرسه را به خون می کشند و مردم ، شب هنگام به بیت امام خمینی پناه می برند و برخی ، به آن جنایتکاران دری وری می گویند ، امام آنها را تحذیر می دهد و می فرماید : نمی خواهم بگویم  کار آنها بد نبوده است ؛ می خواهم بگویم دهان مؤمن نباید به حرف زشت آلوده شود حتی نسبت به دشمنان .

 

 

دوستان ! ( خطابم با دوستانی است که در این زمینه مطلب نوشته اند و نه اشباه الرجالی که این کار زشت را مرتکب شده اند ) کار اصلی پیامبر بزرگ خدا ، «تکمیل اخلاق»  مردم بوده است و خداوند متعال هم در قرآن کریم ، پیش از تعلیم کتاب و حکمت به عنوان وظایف انبیا ، به « تزکیه » تأکید می کند [ و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه / سوره جمعه ، آیه اول و سوره آل عمران ، آیه ١۶٢ ]. اگر اخلاق نباشد ، بقیه کتاب خدا و حکمتهای آن بی فایده است . دین و سیاست بدون اخلاق ، همان دین و سیاست رایج دنیاست و تفاوتی با آنها ندارد و باز هم به گفته قرآن ، اگر پیامبر بزرگ خدا ، اخلاق نداشت همه از دور و بر او پراکنده می شدند .

من به سهم خودم علاوه بر ابراز تنفر  از اقدامات خاندان هاشمی رفسنجانی بخصوص در دو سال اخیر به خاطر صدماتی که به انقلاب و نظام زدند ، انزجار شدید خودم را از این فحاشی بی شرمانه و وقیحانه اعلام می کنم و از دیگر دوستانم هم می خواهم این کار را بشدت محکوم کنند و اجازه ندهند کسانی - ولو مثل همین مورد در حد دو سه نفر -  با سوء استفاده از احساسات و بینش ِ درست مردم در برابر فتنه گران ، مسیر اعتراضات و انتقادات به آنها را منحرف کنند و موجبات مظلوم نمایی آنها را فراهم آورند . ضمن اینکه باید این شیوه بسیار غلط و غیر مکتبی - و در این موردِ بخصوص، غیر انسانی - در اعتراض کردن در این کشور منسوخ شود .

من در موارد مشابه از جمله حمله به دفتر شیخ یوسف صانعی و حمله انصار حزب الله کرمانشاه به برنامه کنسرت موسیقی اصیل ایرانی استاد سید حسام الدین سراج هم موضع گرفتم و هم دوستان را به گرفتن موضع ترغیب کردم . اگر واکنش سراسری متحدی در این زمینه داشته باشیم ، یک نهی از منکر عملی و تأثیرگذاری کرده ایم که سود آن را جامعه با سلامت و امنیت خود خواهد برد .

پانوشت اول : باز هم یاد آوری می کنم بسته شدن بخش نظرات این وبلاگ و بسیاری از وبلاگهای دوستان حزب اللهی و انقلابی ، فقط و فقط به دلیل فحاشیهای بسیار رکیک و ناموسی فراوانی است که فتنه گران سبز و اعوان و انصارشان داشته اند ؛ فحشها و دشنامهایی که در برابر فحاشیهای این دو سه نفر آدم نما قابل مقایسه نیست . اما موضوع این است که ما از دشمنان خود انتظاری هم جز این نداریم ولی از این عناصر ... بگذریم .

پانوشت دوم : هنوز هم به روزنوشت شماره ٣۶۵ همین وبلاگ معتقدم و هنوز هم بابت ماجرای اخیر سردرد دارم ...

مرتبط :

١- سخنی در لزوم رعایت اخلاق در برابر اصحاب فتنه - تریبون مستضعفین .

٢- دروغگویی هدفمند سایت آقازاده - روح الله امین آبادی در وبلاگ بسیج جهانی .

٣- استاد نابود کردن خودمان هستیم - راه ۵٧ .

۴- حزب الله و حزب لا - ساما.

۵- زشت بود و غم انگیز - وبلاگ روزگار .

۶- توحش در دو سوی جبهه - وبلاگ سخن .

٧- چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است ؟ - سید محمد رضا اصنافی در رجا نیوز .

٨- من سبز نیستم - احمد یوسفی صراف .

٩- ادب در برابر مخالف - وبلاگ درویشی نشسته بر پوست پلنگ .

١٠- کاش به جای محبت ، شعور هم داشتید - امید حسینی در وبلاگ آهستان .

١١- این و این مطلب در گوگل باز.

١٢- فحاشان در کلام رسول مهربانی - وبلاگ آینه .

١٣- کو « یَحذو حَذوَ الرّسول» ؟ - وبلاگ پیچک سر به هوا .

١۴-به بهانه انتشار فیلم فحاشی به فائزه رفسنجانی - حامد در وبلاگ آرمانشهر.

١۵- فائزه هاشمی ، امیر فرشاد ابراهیمی و حکایت آن فیلم - اشو امیریان کرمانشاهی.

١۶- والله قسم ، تهمت و توهین ، چاشنی بصیرت و غیرت نیست ! - امیر علی صفا در وبلاگ آینده از آن حزب الله .

١٧-آزمون ولایت پذیری ؛ این بار برای دوستداران انقلاب - محمود آرامش در سایت الف.

١٨- فیلم فائزه هاشمی و شگرد حرکت از پله دوم - سید امیر هاشمی آرا در روزنامه جوان و سایت جوان آنلاین.

١٩- لطفاً به «سعید تاجیک» فحش ندهید ! - از حسین قدیانی در وبلاگ قطعه ٢۶.

٢٠- وظیفه ما کور کردن چشم دشمن است، نه بزرگ‌نمایی اشتباه جبهه خودی! - زهرا مرتضوی در وبلاگ حی علی الجهاد.

٢١- فحاشی به فائزه و یک سؤال ساده از آیت الله لاریجانی - امیر حسین ثابتی در وبلاگ دستنوشته های یک دانشجو.

٢٢- ما و مسئله اکبر گنجی های بچه ارزشی ها - میثم رمضانعلی در وبلاگ هابیل .

٢٣- من سبز نیستم ! - احمد یوسفی صراف در گوگل ریدر.

٢۴- دست و پا زدن یک مجرم امنیتی در نقش وکیل مدافع خاندان هاشمی - سایت رجا نیوز .

٢۵- آقای فریمانی بخواند ! - روح الله امین آبادی در وبلاگ بسیج جهانی .

٢۶- نمی خواهم دفاع کنم ولی ...- مهدی خانعلی زاده در گودر.

٢٧- توپ ، تانک ، فشفشه ... - حامد در وبلاگ آرمانشهر .

٢٨- لکم دینکم ای اهل " حزب هوا " ! - محمد هادی فضل الله نژاد در وبلاگ شب نوشت .

٢٩- واکنش شخصیتهای سیاسی به انتشار یک فیلم - حسین قدیانی در وبلاگ قطعه ٢۶.

٣٠- جا دارد برای دلسوختگان فائزه هاشمی دق کنیم ! - سید حجت در وبلاگ کنایه .

٣٢- بی شعور فحش نیست ؛ صفت است! - امید حسینی در وبلاگ آهستان .

٣٣- ما همه سعید تاجیک هستیم - میثم محمد حسنی در وبلاگ دوئل.

٣۴- حرمت فائزه از امامزاده هم بالاتر است ... - وبلاگ آفاق ظهور .

٣۵- گم شده اید برادر جان ! - ولی الله در وبلاگ نسل خمینی .

٣۶- مبادا به فائزه بی احترامی شود - سایت باکری آنلاین .

٣٧- مردم بی صبرانه منتظر برخورد با عاملان سناریوی شهرری - سید مجتبی ناوندی در وبلاگ روزگاری نو.

٣٨- ادامه کشمکشها در مورد حمله به فائزه هاشمی - سایت رسمی بی بی سی فارسی .

٣٩- به طور خلاصه درباره وقایع اخیر فضای مجازی - زهرا اچ. بی .

۴٠-دقیقاً به این دلایل ... - ابوذر منتظر قائم در وبلاگ ابوذر.

و بالاخره : یک نامه خصوصی برای حسین قدیانی عزیز - تقی دژاکام در وبلاگ آب و آتش .

یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

چند ماهی از آمدن من به کیهان نگذشته بود که مصادف شد با درگیری شدید بخش ملی - مذهبی کیهان با آقای خاتمی که آن روزها نماینده امام و در زمان من نماینده رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در کیهان بود. این نیروهای ملی - مذهبی در حقیقت همان کسانی بودند که شورای سردبیری کیهان را در دست داشتند و عبارت بودند از آقایان شمس الواعظین (شمس) ، رضا تهرانی و ... یعنی همان کسانی که اکنون ادعای همراهی با آقای خاتمی را می کنند.

در هر صورت آنان به مدیریت کیهان فرهنگی منتقل شدند و مجله وزین کیهان فرهنگی را که از سوی مجاهد عارف "حسن منتظر قائم"(برادر سردار شهید محمد منتظر قائم - شهید حمله نظامی آمریکا به طبس) اداره می شد ، به مجله ارگان آقای عبدالکریم سروش و نظریه های قبض و بسط و ... وی تبدیل کردند. هنگامی که آقای سید محمد خاتمی و نیز آقای محمد اصغری (جانشین آقای خاتمی) به رویکردهای آنان اعتراض کردند ، آنان سیاست اعتصاب را در پیش گرفتند و این مجله را - اگر اشتباه نکنم - حدود یکی دو سال منتشر نکردند . البته آنان حقوق خود را می گرفتند و آقایان مسئول هم جز تشرها و تذکرهایی ! به آنان کار دیگری نکردند.

اما نکته ای که باعث شد من این مقدمه را بنویسم روشی بود که در کیهان فرهنگی دوره مدیریت این آقایان متداول بود: آنان در پاسخ به نقدهای علمی و مستدلی که در صفحه اندیشه های کیهان تحت مدیریت آقای مهدی نصیری به مقالات ایدئولوژیک آقای سروش و تنی چند از دیگر همفکرانش چاپ می شد ، به جای پاسخگویی علمی و منطقی ، به فحاشی روی آورده بودند . و من که آن روزها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشجو بودم و به نوعی جزو نیروهای چپ انجمن اسلامی دانشکده و  دانشگاه محسوب می شدم خجالت می کشیدم که چرا این افراد به فحاشیهای شدید روی آورده اند. شاید آن موقع هر چه به دوستانمان می گفتیم که این شیوه پاسخگویی به روزنامه نیست و برای خود سروش بد است به خرجشان نمی رفت ، اما اکنون که همه آبها از آسیابها ریخته است و گرد و غبارها نشسته است و همه مطالب روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی هم موجود و قابل دسترسی هست ، کسی نمی تواند باور کند که مثلا کسی مثل آقای دکتر سروش و برخی همفکرانش در پاسخ به مقالات مستدل علمی در نقد نظریاتش چه تعداد فحش و بد و بیراه گفته است و پیگیران منصف در مقایسه مطالب آن برهه ، به نمونه های تاسفباری از مدعیان امروز آزادی و تساهل و تسامح و تحمل مخالف بر خواهند خورد.

این اتفاق در برهه های مختلف نیز افتاده است . در دوره موسوم به اصلاحات و دوم خردادیها هم فراموش نکردیم که در میان حدود پانزده تا بیست نشریه سینه چاک دولت اصلاحات و مدافع دوم خرداد ، شاید تنها روزنامه کیهان بود که به نقد (البته نقد صریح و بی رو در بایستی) آنان می پرداخت ،  اما در مقابل ، آنان شیوه آتش زدن کیهان (چه در ظاهر و چه در خفا) را در پیش گرفتند. آن روزها هم در نشریات زنجیره ای پر شمار دوم خردادیها ، رگبار فحش و دشنام بود که به کیهان می دادند و حتی همین یک روزنامه مخالف خود را هم تحمل نمی کردند.

***

شاید ما فحش خورمان ملس شده باشد ، وقتی فحشهای رکیک و حتی ناموسی فراوانی را از زمان نامزدی دکتر احمدی نژاد در انتخابات تا همین حالا در پیامکهای تلفنهای همراهمان می خوانیم ، در سایتهای ضد انقلاب و دشمن خارجی می خوانیم ، و حتی در روزنامه های باز هم پر شمار اصلاح طلب چاپ تهران و ایران می بینیم . اما تعجب می کنیم که چرا در میان برخی از همین طیف ، کمتر کسانی را می یابیم که به خودشان - در علن - انتقاد کنند و اشکال بگیرند که این شیوه برخورد با یک رئیس جمهور نیست ؛ رئیس جمهوری که بالاخره به عنوان یک انسان جایز الخطاست و حتما اشتباهاتی هم دارد اما این نکته که تمام تلاش شب و روز خود را مصروف مردم و استیفای حقوق ملت از دزدان و چپاولگران سالهای گذشته و دشمنان خارجی گذاشته است قابل انکار نیست .

امروز در حالی ملی - مذهبی ها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده  و اصلاح طلبان شکست خورده و  خشک مقدسان  و انجمن حجتیه ای های توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم  تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و بانکداران و رانت خواران بزرگی که به مدد کارگزاران سابق حکومتی به آلاف و علوف گسترده رسیدند ، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان می پردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند .

آنها به کنار ، حتی کسانی که سالها عنوان "اصولگرا" را یدک می کشیدند و می کشند و قاعدتا باید نظر رهبر معظم انقلاب برای آنان حجت موجهی باشد تا دیدگاههای او را بر طبق اصل مسلم ولایت فقیه بر نظر خود مقدم بدارند نیز علی رغم تاکید ها و حمایت های مکرر در مکرر آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور احمدی نژاد و حتی تعبیر "حمایت خاص" ایشان با ذکر دلایل متعددی که بارها بر شمردند ، نه تنها حاضر نیستند قدمی و قلمی در حمایت از دولت حکومت اسلامی بردارند که به انحای مختلف در کارشکنی و تضعیف بجا و نا بجای فراوان هم فرو گذار نمی کنند و از تخریبهای متعدد دشمن هم قند توی دلشان آب می شود. نگاه کنید به مطالب و نوشته های همه روزه و همه صفحه روزنامه های حزب الله و تهران امروز که با پولهای آقای قالیباف ساپورت می شوند و روزنامه جمهوری اسلامی که در ستون جهت اطلاع خود همه روزه یک طعنه و کنایه به احمدی نژاد و دولت دارد و اگر از سایتهای تحت امر آقای هاشمی رفسنجانی و آقای قالیباف کم بیاورد ، از رادیو آمریکا و سایتهای بیگانه برای طعنه زدن به دولت مردمی حکومت اسلامی دریغ نمی کند!

در چنین شرایطی چرا باید از فحاشیهای آقای محتشمی پور به آیت الله مصباح یزدی که رهبر انقلاب صریحا او را در نبود استاد شهید مرتضی مطهری بهترین جایگزین ایشان برای نسل جوان معرفی کردند ، جا بخوریم ؟ چرا باید از جست و جو و تلاشهای ارزشمند ! "روحانی" مسلمان آقای منتجب نیا در یافتن نادرترین شایعات ممکنه و منتشره در سایتهای ضد انقلاب و بهایی و صهیونیستی و ... علیه احمدی نژاد تعجب کنیم ؟ چرا باید از اینکه روزنامه جمهوری اسلامی در باره این تهمتهای ناجوانمردانه اخیر به رئیس جمهور حکومت اسلامی حتی یک کلمه هم در ستون جهت اطلاع یا بخش خبرهای عادی خود ننوشت شگفت زده بشویم ؟ الحمد لله که جا برای چاپ عکسها و رپرتاژ آگهیهای آقایان رفسنجانی و قالیباف و ... فراوان است و وقیحانه ترین مقاله علیه احمدی نژاد ارزش آن را ندارد که دو کلمه به آن بپردازند . البته در یک خبر دو پاراگرافی به احضار "آقای منتجب نیا" به دادگاه برای "برخی تشویش اذهان عمومی" اشاره می کنند اما با اینکه در خبر ذکر شده که این تشویش چه بوده ، عامدانه از ذکر دلیل آن می پرهیزند تا نکند مخاطبان روزنامه متوجه بشوند که به احمدی نژاد نامی که احتمالا رئیس جمهور این کشور است توهین و فحاشی شده است !

***

ممکن است کسانی که تا اینجای این روزنوشت مفصل مرا خوانده اند تصور کنند که مطلب این شماره من در دفاع از دکتر احمدی نژاد است . در حالی که من از اولی که تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم هدف دیگری داشتم و ذکر فحاشیهای سابقه دار جریانات مختلف را در این سالها فقط به عنوان یک مقدمه و برای عادی بودن آن یاد کردم  .

من معتقدم که این فحاشیها و این توهینها و این تخریبها بخصوص در سالهای پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، صرفا علیه او نبوده است . و هدف اصلی ، شخص احمدی نژاد نیست . یاد آور می شوم که ذکر سلام به حضرت امام زمان "عج" در ابتدای سخنان دکتر که با واکنشهای استهزا آمیز برخی مواجه شد ، توصیه وی به کشیدن راه آهن قم - جمکران برای تسهیل در رفت و آمد زائران این مسجد مقدس ، که به مسخره کردن وی انجامید ، تاکیدات مکرر وی بر امداد گرفتن از معنویات و فیض امام زمان "عج" در مقاطع مختلف ، همه و همه نشان می دهد که آنها با امام زمان "علیه السلام" مشکل دارند نه با احمدی نژاد ؛ با معنوی شدن گفتار و کردار مسئولان عالی کشور مخالفند نه با شخص احمدی نژاد ؛ از الگو شدن و ترویج این شیوه ادب ورزیدن به امام معصوم "ع" می ترسند نه از شخص رئیس جمهور . این کار سختی نیست که به معروفترین سایتهای ضد دین فارسی اینترنت مراجعه شود تا معلوم شود که کدام بخشهای سخنان رئیس جمهور به استهزا گرفته شده است و حتی کدام رویدادهای معنوی کشور واکنش آنان را بر انگیخته است .

من یقین دارم بخش اعظم مخالفتهای دشمنان ما و استهزایی که بخصوص در باب توجه احمدی نژاد به مهدی موعود"عج" می شود مربوط به خود اندیشه مهدویت و تاثیر آن در زندگی انسان است و شخص احمدی نژاد بجز ترویج این اندیشه و دکترین هیچ گناه دیگری ندارد.

دوستان و مخاطبان می توانند نمونه های فراوانی از این ماجرا را جست و جو کنند و در بخش نظرات یاد آور شوند . در این میان البته فحاشانی چون آقای منتجب نیا - که از قضا در اول نوشته اش شیپور را از سر گشادش زده  و از مظلوم ماندن امام زمان سخن گفته است - و نیز اشخاص و روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی که به بهانه مبارزه با خرافات ، اصل این اندیشه مهدوی و نقش بی برو برگرد آن را در زندگی انسان امروز - فقط از سر حسادتهای انتخاباتی و غیر انتخاباتی - انکار می کنند ، بازی خوردگان بازیگران پنهانی هستند که از سادگی یا خصلت دار بودن این افراد و مراکز سوء استفاده می کنند.  و چه باک که :

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

پ.ن:باز هم از طولانی شدن نوشته ام پوزش می خواهم ؛ هذه شقشقه هدرت !

------------------------------------------------------------------

الحاقیه این روزنوشت ( پاسخ به برخی نظرات ):

از همه کسانی که چه به صورت نظر در پای این نوشته و چه با ایمیل یا پیامک و یا شفاهی ، نظر موافق و مخالف خودشان را درباره این روزنوشت اعلام کردند تشکر می کنم .

مهمترین نکته ای که چند نفر درخواست کرده بودند این بود که متن کامل مقاله آقای منتجب نیا را بیاورم تا ارزیابی درباره آن دقیقتر باشد. نظر کاملا صحیحی است بخصوص از این جهت که بسیاری از سایتهای ضد انقلابی بازتابها را – آن هم ناقص- منعکس کردند اما اصل نامه و نوشته ایشان را نیاوردند! این نشان می دهد که مقاله تا چه حد سخیف بوده است .

متن مقاله را از سایت روزنامه اعتماد ملی در این نشانی می توانید ملاحظه کنید:

http://roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=62866

برخی از دوستان ، برایم پیام گذاشته بودند که تو را در بین کیهانی ها بسیار معتدل و منطقی می شناختیم اما با این مقاله دیگر باید دور تو را هم خط بکشیم . من پاسخ دادم که اگر بتوانم دنباله رو مردی – جلال – هستم که می گفت : "من دست کم خودم می دانم که با این قلم جوری تا نکرده ام که دل کسی را به دست بیاورم ، چه رسد به وجاهت ملی . من زده ام و خورده ام و با این زد و خورد ، دست کم خود را نیز نگه داشته ام ؛ بی هیچ منتی بر احدی."

ممکن است من در تشخیص حق اشتباه کنم ، اما از خدا خواسته ام حقی را که شناخته ام توفیق دهد تا پای علم آن بایستم و از آن دفاع کنم و از ملامت هیچ ملامت کننده ای هم هراس به خود راه ندهم .

در همین جا از سایتهای محترمی که نوشته مرا جزو پیوند هایشان قرار دادند تشکر می کنم بخصوص از دوستان خوبم در سایت رجا نیوز . البته برخی از سایتها هم مطلب را با سانسور نقل کردند ! مثلا در این بخش :" امروز در حالی ملی - مذهبی ها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده  و اصلاح طلبان شکست خورده و  خشک مقدسان  و انجمن حجتیه ای های توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم  تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و بانکداران و رانت خواران بزرگی که به مدد کارگزاران سابق حکومتی به آلاف و علوف گسترده رسیدند ، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان می پردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند . " کلمه "بانکداران" را حذف کرده بودند یا بخشهایی که درباره آقایان رفسنجانی یا قالیباف بود را هم سانسور کرده بودند !

برخی از دوستان هم به فحاشی در میان برخی حزب اللهی ها اشاره کرده بودند . قرار نیست اگر فحاشی بد باشد ، از بعضی ها بد نباشد ،  اما نکته اینجاست که طیف مقابل یک "شعار" تاریخی دارد و آن هم زنده باد دشمن من و تساهل و تسامح و مدارا و ... است ، به همین دلیل است که این خشونتهای کلامی و عملی و رگ گردن ورقلمبیدن آنها تضاد و پارادوکس بزرگی است . همان طور که اشاره کردم این شیوه فحش دادن و خشونت ورزیدن خاص این ماهها هم نیست ؛ از دوره کیهان فرهنگی زمان مسئولیت آقایان شمس الواعظین و رضا تهرانی بگیرید تا تحمل نکردن تنها روزنامه مخالف در  دوره دوم خرداد یعنی کیهان و حتی آتش زدن نسخه های آن در جلوی دکه ها تا فحاشی علیه آقایان مصباح یزدی و احمدی نژاد و ...همه و همه نشان می دهد که آقایان تنها – به گفته آقایان حجاریان و  بهزاد نبوی - در اقتصاد نبود که حرفی برای زدن نداشتند  ، بلکه در همان توسعه سیاسی و آزادیهای مدنی هم چیزی فرا تر از شعار نداشتند.

درمورد دوستانی هم که صداقت آقای احمدی نژاد را تایید می کنند اما معتقدند که در این یکی دو سال اخیر فشار گرانی و تورم امان مردم  را بریده است و اطرافیانش کارامد نیستند هم عرض می کنم : فرض می کنیم که سرمای بی سابقه زمستان سال گذشته و خشکسالی بی سابقه امسال و نیامدن باران و در نتیجه گران شدن برنج زیر سر شخص احمدی نژاد یا دولت نهم باشد ! فرض کنیم که عربستان و کویت و امارات در بی سابقه ترین تورم تاریخی خود یعنی 13 درصد نیستند ! فرض کنیم که در اروپا و کشورهای بزرگ ، مردم سر قیمت وحشتناک سوخت با دولتهایشان درگیر نشده اند ! فرض می کنیم نرخ بیکاری در کشورمان از 20 درصد به 7/9 درصد کاهش نیافته است ! و حتی به یاد فحاشیهای آقایان نوبخت و مرعشی در آستانه انتخابات و شب نامه های میلیونی  منتشره توسط دانشگاه آزاد قزوین و زنجان در آن موقع احمدی نژاد در پیاده رو ها دیوار کشیده و زن و مرد را جداکرده و فرض کنیم که پیشنهاد راه دادن خانمها به ورزشگاهها را هم او نداده و یک اصلاح طلب داده است و خلاصه فرض کنیم تمام بدیهای دنیا را احمدی نژاد مرتکب شده و خواهد شد ، آیا در این شرایط بهترین راه مقابله با این فرد ، فحش دادن به او و انتساب بدترین شایعات غیر ممکنه به او و حتی فحش ناموسی در قالب طنز و کاریکاتور و پیامک و ... است ؟!

برخی هم نوشته بودند که آیا واقعا روحانیان ما برای خراب کردن اندیشه مهدویت و امام زمان – طبق نظر من – این کارها را می کنند ؟ اولا من معتقد نیستم کسانی چون آقای منتجب نیا "روحانی" باشند ، روحانی به معنی لغوی کلمه را می گویم نه پوشیدن این لباس زیبا . چرا که اولین شرط روحانی مسلمان این است که رفتارش مطابق با اخلاق و احکام اسلام باشد و انتساب مضحک ترین شایعات سایتهای ضد انقلابی و ضد دین و بهایی و ... به یک مسلمان ( حتی ناکارامد !) به هیچ وجه از او سر نمی زند ، در ثانی من در جملات آخر نوشتم ممکن است این افراد بازی خورده کسانی باشند که از نام برده شدن امام زمان و تلاش دولت اسلامی برای تقویت اندیشه مهدوی و زندگی مهدوی در هراسند . و در حقیقت اینها هم مانند انجمن حجتیه که با لباس حمایت از امام زمان ، ریشه اندیشه مهدویت را می زدند ، همان کار را می کنند. مهم نتیجه کار است نه انگیزه کار .

نظر خانم علی نژاد هم تکرار همان شعار کسانی است که زمانی بحث عبور از خاتمی را مطرح کردند و در حقیقت شعار است و از استدلال و مصداق بی بهره . برای نظر خانم علی نژاد می توان حداقل یک روزنوشت مستقل نوشت اما فکر می کنم مردم ما با این ادبیات و این شیوه سخن گفتن ایشان سالهای سال است که آشنایند . بهترین پاسخ را هم خواهری نوشته اند که یاد آور مقاله معروف اخیر ایشان شده اند : آواز دولفین ها . که در آن مردم عاشق احمدی نژاد در سفرهای استانی به دولفینهای گرسنه ای تشبیه شده بودند که برای گرفتن تکه ای نان بالا و پایین می پرند ! می بینیم که خانم علی نژاد هم در حقیقت جزو همان گروه فحاشانی است که حالا به دفاع از مقاله روزنامه متبوع خود برخاسته است .

در ابتدا خواستم برای چند نظر خصوصی وعمومی در وبلاگ و ایمیل و پیامک چند جمله ای بیش ننویسم اما باز هم ناگهان طولانی شد . باز هم عذر می خواهم !

 

پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()